هلیا گلبین راد ۲۶ سال دارد و در تهران به دنیا آمده و بزرگ شده است. او حدود سه سال و نیم است که به ترکیه، شهر استانبول مهاجرت کرده است. هلیا فشن بلاگر و کارآفرینی است که بیشتر در یوتوب فعالیت دارد. او از دوران کودکی علاقه شدیدی به دنیای رنگارنگ مد داشت و یکی از تفریحات مورد علاقه اش، ساخت لباس برای عروسک های باربی اش بود. هلیا با استفاده از هر پارچ های در منزل و لبا سهای مادرش و پاره کردن و از نو ساختن آنها، خلاقیتش در زمینه مد و فشن را در بچگی به نمایش می گذاشت. قبل از شروع مدرسه آموزش زبان انگلیسی را آغاز کرد که این امر نقش پُر رنگی در فعالیت هایش داشت. از دوره راهنمایی فوتسال بازی می کرد و حدود هشت سال این ورزش را ادامه داد و به مقام های کشوری و استانی دست یافت. هلیا تصمیم داشت برای ادامه تحصیل به ایتالیا مهاجرت کند و زبان ایتالیایی را هم یاد گرفت ولی بعد مسیر زندگی اش تغییر کرد. یکی از فانتزی های او یاد گرفتن زبان های مختلف است. ورود به ترکیه شروع فعالیت جدی او بود. در مدت کوتاهی به واسطه پارتنرش کوروش، دایره دوستانش و البته پشتکار و جدیتی که در کار به خرج داد به جایگاه خوبی رسید. در سال اول، برند خود را به همراه یکی از دوستانش تاسیس کرد و همکاری اش با برندهای ایرانی شروع شد که فعلاً این برند فعالیتش به تعویق افتاده و هلیا تصمیم دارد در آینده این برند را قویتر ادامه دهد.در سال دوم برندهای مختلفی نظیر Pretty Little Thing, Boohoo و چند برند عربی همکاری کرد. در نهایت امسال به صورت کلی مسیرش را تغییر داد و با همکارانش کمپانی Connect را تاسیس کرد. خواننده مصاحبه هلیا باشید تا با او بیشتر آشنا شوید.

چند سال است در شاخه طراحی لباس فعالیت دارید؟

فعالیتم در حوزه طراحی محدود به همان یکی دو سال اول مهاجرت می شود که برند لباس خودم را داشتم. در حال حاضر گاهی فقط برای خودم یا نزدیکانم به همراه خیاط، شخصی دوزی میکنم و یا اینکه با همکاری برندها برای مراسمات لباس طراحی می کنم.

از برند لیاراج برایمان بگویید؟

لیاراج را قبل از مهاجرت به همراه یکی از دوستان نزدیکم تاسیس کردیم. دنیای طراحی و پارچه خیلی شیرین است. به خصوص در ایران، فضای بازار،تنوع پارچه و دنیای مد. این که بدانی محصولی که تولید میکنی برای کسی که آن را خریداری کرده، ایجاد خاطره می کند و کسی را خوشحال می نماید، خیلی زیباست. ولی چون از ایران دور بودم و کرونا پیش آمد و سفر به ایران کلاً امکانپذیر نبود، مجبور شدیم فعالیتمان را قطع کنیم. مطمئن هستم در آینده نه چندان دور، کار را خیلی حرفه ایتر و جدیتر از سر می گیرم.

روزانه چقدر زمان برای اینستگرام و یوتوب صرف میکنید؟

فکر می کنم جواب این سوال را باید با خیلی بدهم. نمی دانم چه قدر، اما تولید محتوا در چند پلتفرم خیلی زمانبر است و عمده وقت من را در روز می گیرد.
برای یوتوب، اینستگرام و کانال تلگرام به صورت جداگانه زمان می گذارم. گاهی پیش می آید کسی می گوید که چه قدر کارتان آسان است، اما واقعاً این طور نیست. اینکه محتوایی تولید کنی که برای مخاطب جذاب باشد، کیفیت داشته باشد و تکراری نباشد، واقعاً سخت است.

پُرمخاطب ترین محتوایی که تولید کردید چه بود؟

پُرمخاطب ترین برنامه در کانال یوتوبم، برنام های به نام «هلیچینو » بود که در رابطه با آشپزی غذاهای بین المللی است. هر قسمت یک مهمان به همراه گپ و گفت و امتیاز داشت. در اینستگرام هم پست های استایل همیشه بیشترین مخاطب را داشتند.
خودتان را جای فالورهایتان بگذارید،

به نظرتان چرا مردم شما را فالو می کنند؟

فکر می کنم به دلیل این است که خودم هستم و خیلی راحت و ساده با مخاطبانم ارتباط گرفتم.

دوست داريد ٥ سال آينده در دنیای کاری كجا باشيد؟

در پنج سال آینده، هلیا ۳۱ ساله است و فکر می کنم یک زن تاجر موفق باشم. با برندهای بین المللی کار می کنم. عکا سهای مورد علاقه ام را در پروژه ها می بینم. در ایونتها و رویدادهای مهم فشن شرکت خواهم کرد و کمپانی ام را در جایگاه خوبی در مارکت جهانی می بینم. البته زندگی هیچ وقت قابل پیش بینی نیست، اما دوست دارم خودم را در آن سطح ببینم.

بيشتر شبيه پدرتان هستيد يا مادرتان؟ خانواده چطور در اين مسير حمايتتان كردند؟

فکر می کنم از لحاظ چهره شبیه هر دو هستم. گرچه در این چند سال اخیر شباهتم به مادرم بیشتر شده است. از لحاظ شخصیت بیشتر شبیه پدرم هستم. فکر می کنم اگر حمایتهای خانواده ام نبود، حتی نزدیک به جایگاه امروزم نبودم. خانواده ام همیشه در برخورد بامسائل متفاو ت تر از اکثر جامعه عمل کردند. من با پدر و مادر و برادرم رابطه بسیار صمیمی دارم. در خیلی از تصمیم گیریها من را راهنمایی کردند، همین جا از آنها تشکر می کنم.

تاثیرگذارترين شخص در زندگیتان چه كسی بوده است و چرا؟

تاثیرگذارترین شخص در زندگی ام مادرم بوده و هست. قسمت بزرگی ازاعتماد به نفس و شخصیت امروزم را مدیون مادرم هستم. از نوجوانی به آرامی من را وارد جامعه کرد. در سن شانزده سالگی در یکی از خیریه های خوب ایران داوطلب شدم و به عنوان نیروی انتظامات در چند ایونت همکاری کردم. سپس وارد فضای کاری شدم. در سن هفده سالگی در فروشگاه کادویی یکی از آشنایان کار کردم و سال بعد به عنوان معلم زبان انگلیسی در موسسه ایرانمهر مشغول به کار شدم. مادرم، من را درست مثل خودش کاملاً مستقل بار آورد و اجازه نداد احساس کنم وابسته به کسی هستم.

چه تصويری از عشق داريد؟

فکر می کنم اگر این سوال را هر چند سال بپرسید، افراد با توجه به سن،شرایط و میزان پختگی، جوابهای متفاوتی خواهند داشت. امروز عشق برای من به معنی پیدا کردن دوستی صمیمی است که کنار او علاوه بر داشتن آرامش و عشق، به رویاها و آرزوهایم برسم. در مسیر درست شانه به شانه رو به موفقیت قدم بردارم. همین قدر ساده، اما کافی.

چطور با کوروش آشنا شديد؟

من و کوروش از شانزده، هفده سالگی همدیگر را می شناختیم و دوستان مشترک داشتیم. همگی اکثر روزهای هفته در یک کافه بودیم. داستان طولانی و پُر پیچ و خمی بود. اما خلاصه اینکه بعد از کلی ماجرا و داستان با هم قرار گذاشتیم. در طی سالها رابطه پُرفراز و نشیبی داشتیم، که فکر می کنم به علت سنمان بود. الان چهار سال است که به صورت مداوم در کنار هم هستیم.

روتين روزانه تان برای حفظ تناسب اندام و زيبايی پوست چيست؟

از آن جایی که سابقه ورزشی دارم خیلی زود با تمرین و رژیم به وزن و اندام دلخواه می رسم. علاقه چندانی به باشگاه رفتن ندارم و در خانه به صورت آنلاین با مربی تمرین می کنم. برای پوستم یک روتین کامل دارم و سعی می کنم همیشه به آن رسیدگی کنم. ازمحصولاتی که تست حیوانی ندارند استفاده می کنم. ست Tea Tree Oil از Body Shop و ماهی یک بار فیشال انجام می دهم.

به نظرتان یک بلاگر چطور می تواند فرهنگ ساز باشد؟

یک بلاگر طی ارتباطی که با مردم دارد، به این جایگاه می رسد. اگر در مسیر درستی کار کند، می تواند تاثیرات مثبتی روی دنبال کننده هایش داشته باشد.
یکی از مهمترین مسائلی که روزانه خیلی فکرم را درگیر می کند، همین امراست. فکر می کنم یک بلاگر با توجه به تاثیراتی که روی مخاطبش دارد، باید به محتوا و مسائلی که به آن می پردازد، خیلی توجه کند. من سعی می کنم علاوه بر محتوای مربوط به فشن، محتوایی تولید کنم که ماندگارتر باشد.مثل دعوت کردن به ورزش، یا جا انداختن برنامه ریزی در روتین زندگی افراد.

اگر بلاگر نمی شدید چه کاری را انتخاب می کردید؟

اگر بلاگر نمی شدم، حتماً پا به دنیای تجارت می گذاشتم. البته الان هم این کار را کردم. همان طور که گفتم به تازگی کمپانی Connect را به همراه شریکانم ثبت کردم، که در حوزه Influencer Marketing فعالیت می کند. در واقع کاردنیای تبلیغات از طریق اینفلوئنسرها را سهولت می بخشد.

استایل مورد علاقه تان چیست؟

فکر می کنم بیشتر علاقه به استایل کلاسیک دارم. اما از آنجاییکه که فرد تنو ع طلبی در انتخاب استایل و لباس هستم، یک روتین خاص را دنبال نمی کنم و دوست دارم همه چیز را امتحان کنم.

نظرتان درباره دنیای مد و فشن در ایران چیست؟

چه سوال قشنگی. فکر می کنم حداقل هشتاد درصد کمد من متشکل از برندهای ایرانی باشد. می توانم بالای بیست برند موفق ایرانی که لبا سهای بینظیری را خلق می کنند، نام ببرم. اگر دست طراحان ایرانی باز بود، الان دربزرگترین رویدادهای فشن شرکت می کردند و ماکلی برند بین المللی داشتیم.ما علاوه بر برندها، اینفلوئنسرهای بسیار قوی و خوبی هم داریم. به نظرم هرجا بحث هنر باشد، ایرانیها می درخشند.

سبک موسیقی مورد علاقه تان چیست؟

من جز Rock & Roll ،عاشق موسیقی کلاسیک و جاز هستم. یکی از تفریحاتم جمع کردن صفحه و گوش کردن به آن در گرامافون است.

درباره چالش های یوتوب برایمان بگویید. چه شد به فکر این چالشها افتادید و کدام یک پُرمخاطب تر بود؟

فکر می کنم استفاده کنندگان ایرانی یوتوب امروز، با روزی که ما شروع کردیم، تفاوت دارند. یوتوب در این یک سال بسیار بیشتر جا افتاد و این خوشحال کننده است. خودم یوتوب را بسیار دوست داشتم و می خواستم مخاطبانم بیشتر من را بشناسند. می خواهم جدا ازشخصیت و چهارچوبی که در اینستگرام دارم، با جزئیات سفرها، باز یها و روابطمان آشنا شوند.
اما پُرمخاط بترین ویدئو در کانال یوتوبم، ویدئوی سوال و جوابی بود که با پارتنرم کوروش گذاشتیم. اولین باری بود که دو نفری جلوی دوربین به سوالاتی که خیلی از ما می پرسیدند، بدون سانسور جواب دادیم. قسمتی ازآن در رابطه با موضوعات آهنگهای کورش بود که بسیار وایرال شد. مورد دوم قسمتی از برنامه Girl’s Games Night بود که یکی از برنامه های کانال یوتوب من و دوستانم، رها و ربکا است. چند قسمت از آن ویدئو هم خیلی وایرال شد. حتی قسمتی که مرتبط با تماس من با برادرم بود، در اینستگرام بالای بیست میلیون بازدید داشت.

سرگرمی مورد علاقه هلیا چيست؟

فیلم، سریال و گردش. فکر می کنم یکی از عجیب ترین اخلاق هایم علاقه به دیدن فیلم و سریال های تکراری باشد. یک لیست تکراری از فیلم ها وسریال ها را هر ماه می بینم. Sex And The City، Friends، Harry PotterDark، Devil Wears Prada از جمله فیلم ها و سریا لهای لیست بلند من هستند. همچنین من همیشه نقش توریست را دارم و دوست دارم موزه ها، نمایشگاه ها، کاخها و رستورا ن ها را بگردم. چه در استانبول و چه در تهران،این یک عادت قدیمی است.

آشپزی را دوست دارید؟ کدام غذا را خیلی خوب درست می کنید؟

آشپزی برایم حکم تفریح را دارد. اصلاً نمی توانم هر روز غذا درست کنم. در آشپزی به سبک ایتالیایی خیلی حرفه ای هستم و چند پاستای مخصوص دارم. از غذاهای ایرانی، خورشت غوره بادمجان و زرشک پلو را خوشمزه درست می کنم.

وقتی خيلی بی حوصله باشيد چه كار می کنيد و چطور به خودتان انگيزه می دهيد؟

سعی می کنم به خودم استراحت بدهم. برای خودم وقت بگذارم. از تنهایی قهوه خوردن تا یک هدیه کوچک. همیشه به این فکر می کنم که آینده ام از کارهای امروزم ساخته می شود.

به نظرتان چه ويژگی جالب و عجيبی داريد كه ديگران از آن بی خبرند؟

استعداد گویندگی دارم و می توانم به خوبی صدایم را تغییر دهم.

بيشترين سوالی كه در اينستگرام از شما می پرسند چيست؟

فکر می کنم بیشترین سوال در رابطه با شغلم و کمپانی Connect باشد،که به طور خلاصه توضیح دادم. الان بیشترین تمرکزم نیز روی کمپانی تازه تاسیس Connect است که به نظرم به شدت در بازار فعلی به آن نیاز داریم.

یک اخلاق خوب و یک اخلاق بد خودتان را بگویید.

اخلاق خوبم این است که خیلی مسئولیت پذیرم. برای همه کارهایم برنامه ریزی و چهارچوب دارم. اخلاق بد که البته گاهی به نفعم بوده این است که نمی توانم خیلی زود با افراد ارتباط برقرار کنم. باید از شخص مقابلم شناخت پیدا کنم تا بتوانم صمیمی و راحت باشم. اما امان از روزی که راحت بشوم.

شعار هلیا در زندگی چيست؟

هیچ کاری نشد ندارد. هر کاری، ممکن است و فقط تلاش لازم دارد.

بهترين دوست و همراهتان در زندگی چه كسی هست؟

بهترین دوستانم برادرم و پارتنرم کوروش هستند.

نظرتان درباره مجله پُل چيست؟

مدیای ایران نیاز به این مجله دارد. پُل ارتباطی بین ایرانی های خارج از کشور و ایرانی های داخل ایران است. مجله پُل در مسیر درستی قرار دارد.