مکس امینی متولد Tucson, Arizona آمریکا حدود 18 سال است که در زمینه استندآپ کمدی فعالیت دارد. او فارغ التحصیل رشته سینما و تلویزیون(کارگردانی) از دانشگاه UCAL است. مکس در پروژه های معتبر بسیاری حضور داشته و استندآپ کمدین بسیار معروفی است.خواننده مصاحبه او با مجله پُل باشید تا با مکس و مسیر حرفه ای اش بیشتر آشنا شوید.

از چه زمانی فهمیدید که میتوانید یک استندآپ کمدین باشید؟

وقتی از دبیرستان فار غالتحصیل شدم به دنبال رشت های بودم که در دانشگاه به تحصیل در آن زمینه ادامه دهم و زندگی کاری ام را در آن مسیر بسازم. با پدرم همفکری و مشورت کردم. پدرم توصیه کرد «رشت های را انتخاب کن که به قدری به آن عشق و علاقه داشته باشی که در همان زمینه کار کنی و زمانی را که در کالج می گذرانی به هدر نرود و در زمین های باشد که در آینده می خواهی به عنوان حرفه اصلی ات آن را انتخاب کنی ». آنجا بود که تصمیم گرفتم به دانشگاه سینما و تلویزیون بروم و در زمینه بازیگری، کارگردانی و تهیه کنندگی، یعنی
رشته های مربوط به دنیای فیلمسازی و هنرپیشگی تحصیل کنم. زمانی که به تحصیل در دانشگاه مشغول شدم، در کلاسهای مربوط به هنرپیشگی شرکت کردم و کار استندآپ کمدی را شروع کردم. شوهای خیلی کوچک انجام میدادم، تمرین میکردم و به این شکل کارم آغاز شد. هنوز هم در کنار کارهای استندآپ کمدی فعالیتهای هنرپیشگی و کارگردانی انجام میدهم.

آیا از کودکی شوخ طبعی را داشتید؟

خیلی، همیشه با دوستانم در کلاس و مدرسه شوخی میکردم. شر و شور بودم و سعی میکردم همه را بخندانم. یعنی بچه های کلاس تماشاچی من بودند و من برایشان اجرا میکردم. معلمان هم از دستم عاجز بودند. آنها نمی دانستند که من در نهایت استندآپ کمدین خواهم شد. این عشق به شنونده و مخاطب از همان موقع در ذات من وجود داشت و در من شکل گرفت .

از برنامه دستاورد برایمان بگویید؟

حدود یازده سال پیش کمپانی تولید خودم را در لس آنجلس تاسیس کردم. هدف من از راه اندازی این کمپانی این بود که بتوانم فیلمها و شوهای تلویزیونی که باور دارم مطالبی است که باید گفته شود، تولید کنم. «من همیشه به عنوان یک فیلمساز و کسی که در این زمینه فعالیت دارد، دوست داشتم برنامه ای بسازم که تاثیرگذار باشد ». ایده برنامه دستاورد خیلی وقت بود که در ذهنم بود و بعد از راه اندازی کمپانی خودم، از طریق شبکه های مختلف شروع به کار کردیم و برایشان برنامه می ساختیم. بعد از چند سال فعالیت، «صدای آمریکا » به من نام های فرستادند و گفتند که دوست داریم از ایده های شما برای شوی تلویزیونی که فکر می کنید خیلی تاثیرگذار باشد، اطلاع پیدا کنیم. به آنها پاسخ دادم خیلی وقت است که می خواهم سریالی بسازم که بتوانم سبک و داستان زندگی ایرانی های بسیار موفق را که در آمریکا فعالیت دارند و توانسته اند به این درجات عالی برسند، در یک قسمت به نمایش بگذارم. چون همیشه خودم می خواستم از اشتباهات، تصمیمات و افکار مثبت دیگران در زندگی خودم عبرت بگیرم و با این ایده ها پیشرفت کنم، این فکر برایم خیلی جذاب بود. به این ترتیب توانستم با همان زمینه و دیدگاه برنامه را بسازم. برنامه بسیار دوست داشتنی ای تولید شد که در «صدای آمریکا » بسیار گُل کرد و مخاطبان زیادی داشت. مردم این برنامه راخیلی دوست داشتند. این برنامه در چهارده قسمت ساخته شد و بعد از کرونا همه چیز تغییر کرد. دیگر نتوانستیم آن را ادامه دهیم. الان چهارده قسمت خیلی عالی در یوتوب موجود است که همه می توانند تماشا کنند.تماشای هر قسمت برای هر فرد، در هر سن و مرتبه، چه موفق و چه تازه کار خیلی آموزنده است. همه می توانند در سهای زندگی خوبی از آن بگیرند و
مواردی کسب کنند که مورد استفاده قرار دهند.

آیا دوره خاصی در زمینه استندآپ کمدی گذرانده اید؟

در دانشگاه رشته خاصی برای استندآپ کمدی وجود ندارد. ولی وقتی هر کسی در هر شهری این کار را شروع می کند، اقدام به نوشتن مطالبی برای ست می کند که در مکان های کوچک برای جمعی بیست یا سی نفره استندآپ کمدی اجرا کند و به عنوان یک کمدین جدید سعی می کند مطالبی را که نوشته به اجرا در آورد. آن زمان است که می فهمید چطور می توان این حس را به تماشاچی منتقل کرد و راه خود را در این زمینه پیدا می کنید.

چه تفاوت هایی بین استندآپ کمدی فارسی و انگلیسی است؟

حدود یازده سال پیش در سال 2011 ، وقتی در لندن بودم، با BBC مصاحب های داشتم. آن زمان هیچ استندآپ کمدی در ایران وجود نداشت و من گفتم که خیلی دوست دارم تلاش کنم و استندآپ کمدی را به فارسی بازگردانم، چون دوست داشتم بچه های ایران را تشویق به شروع استندآپ کنم. این کار یکی از هنرهایی است که با یک میکروفن و یک اسپیکر بدون نیاز به تکنولوژِی پیشرفته می توان انجام داد. به همین دلیل سال هاست تلاش می کنم برنامه های استندآپ کمدی بیشتری را به فارسی اجرا کنم که سبک درست این کار به بچه های ایران معرفی شود و نابغه هایی که در ایران داریم فرصت شکوفایی پیدا کنند و در سطح جهانی تور بگذارند. خیلی امید دارم که این امر گسترش پیدا کند و به حالت قوی و خوبی برسد. برنام های ساختید که مقایسه بین دهه ۶۰ و ۷۰ بود، با اینکه در ایران نیستید

چطور اینقدر خوب تفاوت نسل ها را می دانید؟

چون خودم متعلق به دهه شصت هستم، آن ها را خوب می فهمم. وقتی 8 ساله بودم خانواده ام به ایران بازگشتند و من تا دوران نوجوانی در ایران بودم.سپس برای دبیرستان به آمریکا آمدم. دوره ای که در ایران بودم با فرهنگ و زبان ایرانی آشنا شدم و این دهه را در ایران تجربه کردم. از طرفی به راحتی میتوان از شبکه های اجتماعی دهه هفتادی ها را دنبال کرد و فهمید که نسل های جدید چگونه اند، چه دوست دارند و چطور رفتار می کنند. این برای من Sketch Comedy بسیار سرگرم کننده و جالبی بود.

از برنامه Laugh Factory برایمان بگویید.

باید بگویم Laugh Factory یک کمدی کلاب است. این کلاب در قلب لس آنجلس واقع شده است و یکی از مکان های بسیار شلوغ شهر است که همه برای برنامه های شب به آنجا می آیند. در این کلاب کمدین های معروفی حضور دارند و سال هاست که آنجا برنامه اجرا می کنند. Robin Williams ،Jim Carrey و یا هر کمدین بزرگی که فکرش را کنید کارش را از آنجا شروع کرده است. تاریخ خیلی زیبایی دارد و من خوشحالم که توانستم در چنین کمدی کلابی کار کنم و مورد توجه و علاقه قرار بگیرم. همچنین این امکان را داشته باشم که همیشه و هر وقت بخواهم در این مکان برنامه بگذارم. آنجا من را خیلی دوست دارند و من یکی از پنج کمدین تاپ این کلاب به شمار میروم.خیلی از کمدین های معروف مثل Tiffany Haddish به این مکان می آیند. آنجا به یک مرکز برای کمدین ها تبدیل شده که با هم صحبت و تبادل نظر م یکنیم.

متولد آمریکا هستید، چطور اینقدر فارسی را خوب صحبت می کنید و حتی با لحجه های شهرهای مختلف به خوبی آشنا هستید؟

من متولد آمریکا هستم، ولی در سن 7- 8 سالگی پدر و مادرم از آمریکا به ایران مهاجرت کردند. به این ترتیب من چند سالی در ایران مدرسه رفتم و زندگی کردم و دوباره برای دبیرستان به آمریکا بازگشتم. به همین خاطر خواندن و نوشتن زبان فارسی را به خوبی یاد گرفتم.

در چه فیلم ها و سریال هایی بازی کردید؟

لیست تمام سریال ها و فیلم هایی که بازی کردم در سایت IMDb وجود دارد.مثلاً زمانی که جوان بودم در تلویزیون Comedy Central در 8- 9 قسمت یک برنامه تلویزیونی به نام Mind Of Mencia بازی کردم. در چند فیلم مستقل هم نقش های خوبی داشتم.

بیشتر به زبان انگلیسی استندآپ می کنید، چه شد که تصمیم به استندآپ کمدی به زبان فارسی گرفتید؟

خیلی سوال خوبی است. 99 درصد شوهای من به انگلیسی است. تنها جایی که من همیشه به فارسی اجرا کردم، کشور آلمان بوده. چون بیشتر آنها به زبان انگلیسی تسلط ندارند و من هم آلمانی صحبت نمی کنم. به همین دلیل تصمیم گرفتم آنجا برنامه را به فارسی اجرا کنم. همچنین بعد از چندین سال که توانستم به ترکیه سفر کنم، آنجا هم به زبان فارسی برنامه اجرا کردم.

از تجربه همکاری با بهروز وثوقی و هوشنگ توزیع در «از ماهواره با عشق » برایمان بگویید.

من کارم را از صحنه تئاتر شروع کردم. از دبیرستان که فارغ التحصیل شدم در New York و Washington D.C کار تئاتر می کردم. بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه UCAL ، هوشنگ توزیع با من تماس گرفت و گفت: «نمایشنامه ای به اسم «از ماهواره با عشق » داریم که ستار هاش بهروز وثوقی است و در حال حاضر به دنبال هنرپیشه ای هستیم که یکی از نقش های این کار را بازی کند. این پروژه دور دنیا اجرا شده و خیلی موفق است، آیا دوست داری با ما کار کنی و به تیم ما ملحق شوی؟ » من نمایشنامه را خواندم و با او قرار ملاقات گذاشتم و تصمیم گرفتیم که با هم کار کنیم. نقش من کم کم در این نمایشنامه بزرگ و بزرگ تر شد. هوشنگ در این زمینه خیلی با من کار کرد و
اجازه داد که بتوانم سیستم و مدلی که خودم دوست دارم را اجرا و بازی کنم. این برای من بسیار دلنشین و جالب بود. باید بگویم من نه تنها هنرپیشه این کار بودم، بلکه در پشت صحنه اجرا، کار نورپردازی و صدابرداری صحنه راهم انجام می دادم. یعنی بین بازی در پشت صحنه این وظیفه را هم به عهده داشتم و با بچه های صدا همکاری می کردم. وقتی کارم تمام می شد دوباره به صحنه باز می گشتم و نقش خودم را اجرا می کردم و این تکرار می شد که تجربه بسیار جالبی برای من بود. کار کردن با بهروز وثوقی برایم خیلی مهم بود. ایشان واقعاً در دنیای Entertainment یک اسطوره است و در عین حال یکی از دوست داشتنی ترین افراد روی زمین می باشد. به قدری این مرد با این مرتبه، به من محبت می کرد و من را دوست داشت و از صمیم قلب من را تایید می کرد که دلگرمی و احساس خوبی برای من بود و هیچ وقت
این موضوع را فراموش نمی کنم. ما هنوز با هم دوست صمیمی هستیم و ازهمان موقع تا الان کارهای مختلفی با هم انجام دادیم.

مکس چه ويژگی خاصی دارد كه باعث شده الان به اينجا برسد؟

احساس می کنم افرادی که کارشان را خیلی دوست دارند تا آخر عمر و همیشه سعی در پیشرفت و بهبود کارشان دارند. در درجه اول کارم را خیلی دوست دارم و به آن عشق می ورزم. دوم اینکه فرد بسیار سخت کوشی هستم. حدوداً روزی 12 تا 18 ساعت و هفت روز هفته کار می کنم. از بچگی باید کار می کردم و پول به دست می آوردم. همیشه در تمام طول زندگی ام درکارهای مختلف از جمله رانندگی کامیون کار کرده ام. اصلاً کار را عار ندانستم تا بالاخره به جایی رسیدم که توانستم از کار کمدی زندگی ام را بگذرانم و سوم اینکه آدم بسیار رفیق باز و معاشرتی هستم و در رفاقت خیلی بامعرفتم. اگر هر کسی در هر گوشه دنیا محبتی به من کرده باشد، سعی می کنم آن را جبران
کنم و اصلاً فراموشش نمی کنم. دوستانم را بسیار دوست دارم و آنها هم من را خیلی دوست دارند. فکر می کنم این یکی از المان های خیلی مهمی است که در زندگی باید به آن توجه کرد. افراد به هم وابسته اند و می توانند به همدیگر کمک کنند. نه تنها کمک های کاری، بلکه این شامل کمکهای احساسی، فکری، دوستی و محبت هم می شود. چهارم اینکه من کار تیمی را دوست دارم. به بچه های کمپانی اجازه می دهم که در مورد کار نظر بدهند و خلاقیت در کار طوری باشد که همه بتوانند در آن پروژه سهیم باشند. به نظر من کار تیمی مهمترین اخلاقی است که یک فرد باید داشته باشد تا بتواند با دیگران کار گروهی انجام دهد. نباید همیشه تنها به یک ایده اکتفا کنیم.
اگر فکر می کنیم ایده ای درست و به جا است، اجازه دهیم تا افکار دیگران که مورد تایید چندین نفر قرار گرفته، انجام شود. در هر صورت در این تجربه ها درس هایی نهفته است و باعث پیشرفت انسان می شود.

در زندگی روزمر هتان هم اینقدر شوخ طبع هستید؟

خیلی کار می کنم و شلوغ هستم. اما هر لحظه و هر ثانیه که بتوانم شوخی میکنم و می خندم. واقعاً دوست ندارم هیچ لحظه خنده ای را از دست بدهم.

درباره فیلم James the Second برایمان بگویید.

اولین فیلم سینمایی است که من کارگردانی کردم و تهیه کننده اش هم خودم هستم. فیلمی بلند، جدی و درام است. هنرپیشه هایش خیلی سطح بالا هستند. Lynn Collins که در سطح سینمای آمریکا فیلم های خیلی خوبی بازی کرده و در کنار Al Pacino هم ایفای نقش نموده و اعتبار بسیار خوبی دارد. Isaiah Washington که او هم در رده خود یک هنرپیشه بسیار حرف های است و سال ها در یکی از معروفترین تی وی شو های آمریکا حضور داشته است. این کار تازه تمام شده و به امید خدا در سال ۲۰۲۲ مشخص می شود که پکجا به نمایش گذاشته خواهد شد.

قبل از انجام برنامه تمرین می کنید و یا بیشتر بداهه اجرا می کنید؟

همه می دانند که من خیلی بداهه کار می کنم و همه این را دوست دارند. ولی میتوانم بگویم که این امر به جو موجود بستگی دارد. در بعضی شوها بیشتر از بداهه و در برخی هم بیشتر از متریالی که دارم استفاده می کنم. بستگی به سالن و جوی که در آن حاکم است، دارد. ولی معمولاً همیشه بین این دو در حرکت هستم. یعنی اول از متریال استفاده می کنم و سپس طبق جو و اتفاقات داخل سالن، به صورت بداهه در مورد مسائل صحبت می کنم و این تغییر می کند. گاهی ۷۰ تا ۸۰ درصد و بعضی اوقات ۶۰ درصد بداهه است.

دوست داريد ٥ سال آينده در دنیای کاری كجا باشيد؟

همینجایی که هستم. البته برای پنج سال آینده اهداف زیادی دارم. پروژه ها، فیلم ها و سریال هایی نوشتم که دوست دارم به واقعیت بپیوندند. همینطور دوست دارم در متریال های استندآپ کمدی پیشرفت کنم و همیشه همراه مخاطبانم در جای خوب با حس و انرژی خوب بزرگ شویم.

الگوهايتان در اين حرفه چه كسانی هستند؟

همه الگوهای من هستند و از همه خیلی چیزها یاد می گیرم. از استادان، کمدین های خیلی معروف، هنرپیشه ها و حتی افرادی که این کاره نیستند و در رشته های مختلف دیگر هنرمندند، درس می گیرم. چون وقتی یک آرتیست به جایی می رسد که خود را پیدا می کند، دیگر کسی را به عنوان الگو که بخواهد از هنر او در کار خود استفاده کند، نمی بیند. چون به جایی رسیده که استایل به خصوص خود را دارد و واضح است که چه باید بکند. اما می تواند از هنرمندان دیگر یاد بگیرد که روش های زندگی شان چگونه است و چگونه با چالش ها دست و پنجه نرم می کنند. می تواند فلسفه زندگی دیگر هنرمندان را ببیند و از آ نها یاد بگیرد و با آن ها رشد کند. هم صحبتی با آن افراد باعث پیشرفت می شود.

نظرتان درباره استندآپ کمدی در ایران چیست؟ آیا شخصی هست که کارش را دوست داشته باشید؟

همانطور که قبلاً گفتم عاشق این هستم که استندآپ کمدی در ایران بسیار بزرگ شود و بهترین ها از ایران بیایند. الان شخص خاصی مدنظرم نیست که معرفی کنم، اما کار همه شان را دوست دارم و می خواهم استندآپ کمدی به روش درست آنجا تشویق شود. این حرفه، جک گفتن نیست، بلکه چیزی است که باید برایش متریال بنویسیم. همچنین بداهه گویی باید با توجه به اینکه کی هستید و چطور صحبت می کنید، در وجود فرد به عنوان استند آپ کمدین، به صورت یک شخصیت ساخته شود. به این ترتیب شخصی را با یک استایل خاص می بینیم که می توان از آن لذت برد. دلم می خواهد این امر در ایران خیلی قوی تر شود.

جذاب ترين بخش شغل شما چيست؟ و از كدام لحظه بيشتر لذت می بريد؟

تمام لحظاتی که روی صحنه هستم و برنامه اجرا می کنم جذاب ترین و بهترین لحظه های کار من است. به خاطر همان لحظات است که تمام سختی ها را تحمل می کنم. هشتاد نود درصد زندگی ام زحمت می کشم، برای بیست درصدی که روی صحنه هستم.

بيشتر شبيه پدرتان هستيد يا مادرتان؟ خانواده چطور در اين مسير حمايتتان كردند؟

پدرم خیلی حس کمدی خوبی داشت و از نظر طنز فرد بسیار قوی ای بود. او Life of the Party بود و در میهمانی ها و جمع های دوستانه همیشه خوش صحبت ترین آن جمع به شمار می رفت. مادرم هم انسان بسیار دوست داشتنی بود و همیشه تشویق می کرد که با همه خوب باشیم و به همکاران عشق بورزیم. این خصوصیات و حرف های مادرم هم در این مسیر به من خیلی کمک کرده است. با اینکه ایرانی ها این نوع کارها را سخت تر می پذیرند، اما خانواده من با عشق و محبت در این مسیر به من عشق دادند و خیلی تشویقم کردند. پدرم فقط دوست داشت که من دانشگاه را تمام کنم و به این موضوع خیلی توجه داشت. او می گفت: «اگر دانشگاه را به پایان برسانی، خیلی از تو راضی خواهم بود و اگر عاشق این کار هستی و می خواهی به صورت حرف های جلو بروی و تا آخرین مرحله انجامش بدهی، از تو حمایت
می کنم ». حمایت او دوست داشتنی بود. اما این حمایت هیچگاه مالی نبوده و من از سن هجده سالگی همیشه روی پای خودم ایستادم. ولی همان حس و عشقی معنوی و عاطفی که آن ها به من می دادند، بسیار برایم ارزشمند بود.

بزرگ ترين نگرانی شما به عنوان يك استندآپ کمدین چيست؟

نگرانی ندارم و اصلاً نگرانی را دوست ندارم. خیلی دوست دارم همه چیز را مثبت ببینم و حتی در شرایط بد جنبه مثبت را پیدا می کنم. به این دلیل پاسخ گویی این سوال کمی برایم مشکل است. امیدوارم همه خیلی خوب زحمت بکشند و بهترین ها را انجام دهند، چون در این شرایط است که به جاهای خوب می رسند.

چه تصويری از عشق داريد؟

تصویر لخت. وقتی به عشق فکر می کنم تصویر لختی به ذهنم می آید، همین.
البته از شوخی گذشته عشق یکی از المان هایی است که اگر در زندگی نباشد، زندگی اصلاً وجود ندارد. پس عشق به همه چیز، عشق به زندگی، به شغل، به خانواده، عشق به معشوق و عشق به پیشرفت، این ها همه از مهم ترین و بالاترين المان های زندگی هستند.

چه سبک خانمی را می پسندید؟ مثلاً دوست دارید مثل شما روحیه کمدی داشته باشد یا جدی باشد؟ و همینطور از نظر ظاهری؟

هر کسی، چه مرد و چه زن می خواهد از نظر ظاهری با کسی باشد که برایش جذاب و زیبا است. من دخترهایی که اعتماد به نفس خوبی دارند را دوست دارم. چون احساس می کنم زنان قوی Partner خیلی خوبی در زندگی خواهند بود. احساس می کنم دوست دارم با کسی باشم که در کنارش چیزی از او یاد بگیرم و هر دو احساس کنیم که از نظر فکری و روحی به صورت مساوی به هم کمک می کنیم. خیلی برایم مهم است در رابط های باشم که بتوانم از صمیم قلب و از دورن برای آن دختر احترام قائل شوم. آن احترام از چگونگی طرز فکر و سبک زندگی اش نشات می گیرد. هر چه این موارد بهتر و قوی تر باشد، یعنی او فردی است که روی خودش بیشتر کار کرده و این برای من خیلی جذاب تر است.

تاثیرگذارترين شخص در زندگ یتان چه كسی بوده است و چرا؟

می توانم بگویم پدرم تاثیرگذارترین فرد در زندگی من بوده است، چون در یک سن خاصی کمکم کرد تا فلسفه های زندگی ام را مشخص کنم و بتوانم خود را به یک رده عرفانی بفهمم و به جایگاهی برسم که بتوانم مسیر زندگی ام را پیدا کنم. نه اینکه من آدم خیلی خوبی باشم، البته آدم بدی هم که نیستم، اما این حرف به اصطلاح بیشتر در دیدگاه زندگی خیلی به من کمک کرد. آدم های تاثیرگذار زیادی در زندگی من آمده اند و الان هم در زندگی ام هستند که بدون این افراد هیچ وقت نمی توانستم پیشرفت کنم و این بسیار مهم است.

سرگرمی مورد علاقه مکس چيست؟

کارم. من عاشق کارم هستم و بالاترین سرگرمی ام کارم است.

کدام غذای ایرانی را بیشتر دوست دارید؟

همه غذاهای ایرانی را دوست دارم و از همه بیشتر آبگوشت.

اگر خيلی بی حوصله باشيد چه می كنيد و چطور به خودتان انگيزه می دهيد؟

من اصلاً هیچ وقت بی حوصله نیستم و همیشه به قدری کار برای انجام دارم که حوصل هام سر نمی رود حتی گاهی در زندگی وقت کم  می آورم.

بزر گترين درسی كه در طول زندگی گرفتيد چه بوده؟

چیزی که به ذهنم می آید این است که هیچ وقت در دنیا نباید به دنبال پول رفت. می خواهم جوری جمله را بیان کنم که حالت کلیشه نداشته باشد، یعنی نباید بدبخت پول باشیم. در زندگی باید سخت کار کنیم، موفق باشیم و زندگی خوبی داشته باشیم ولی نباید اسیر چیزی باشیم. نباید در جایی که باعث می شود درستی شخص زیر سوال برود، ضعف داشته باشیم. من خیلی میبینم افراد به قدری گرفتار مسائل مادی هستند که زندگی کردن را فراموش کرده اند و این دام خیلی بزرگی است. از این رو همیشه در زندگی از خود سوال می کنم، آیا در این بخش تعادل وجود دارد و همه چیز درست است؟ کجای کار عشق به اندازه کافی است؟ کجا هدف مسائل مالی است؟
سعی می کنم همیشه این تعادل را حفظ کنم که بعداً پشیمان نشوم و با مسائل مادی وقتم را هدر ندهم.

سخت ترين موقعيتی كه در زندگی در آن قرار گرفتيد چه بود؟

بخش های بسیار سختی در زندگی داشتم. مثلاً کمپانی ام زیر فشار بود و من در قسمت های مختلف زندگی مثل همه در فشار بودم. تنها دلیل موفقیتم در سختترین شرایط این بود که امید داشتم و با امید به این که مشکلات حل خواهند شد به حالت مثبت فکر کردم و جلو رفتم. از این رو همیشه خدا را شکر مشکلات حل شده است. می خواستم بگویم شاید فوت پدرم از سختترین موقعیت های زندگی ام بوده، ولی فوت او را پذیرفتم، چون وقتی پدرم مریض بود در شرایط خوبی نبود و من سعی کردم از دیدگاه او به مساله نگاه کنم و می دانستم که او الان راحت شده است و خوب تجربه سختی برایم بود. ولی احساس می کنم با دیدگاه خوبی آن موقعیت را سپری کردم و فوت پدرم باعث رشد من شد. احساس کردم تازه مرد شدم و توانستم زندگی را با دیدگاه روشن تری ببینیم.

جالبترین شایع های که درباره خودتان شنید هاید چیست؟

اینکه مکس امینی خیلی پارتی می کند و دراگ می زند. من نه مشروب می خورم و نه در عمرم دراگ زدم. حتی هیچ وقت هیچ دراگی را تست هم نکردم.

بيشترين سوالی كه در اينستگرام از شما می پرسند چيست؟

می پرسند که چطور به آمریکا بیاییم؟ که من چون وکیل مهاجرت نیستم و اصلاً نمی دانم چطور افراد مختلف می توانند به آمریکا مهاجرت کنند، جوابی نمی دهم. اگر می دانستم حتماً کمکشان می کردم.

دوست داريد چه تاثيری روی مردم داشته باشيد؟

صددرصد تاثیر مثبت. ولی اگر بخواهم در یک جمله خلاصه کنم باید بگویم «دوست دارم یک الگو باشم »، یعنی دوست دارم الهام بخش باشم. همچنین دوست دارم الگوی خوبی برای بچه هایی که در رشته های مختلف زحمت میکشند، باشم. دوست دارم همه به آرزوهایشان برسند. کلاً دوست دارم باعث خوشحالی مردم بشوم و اگر کسی روزهای سخت و گرفتاری ای دارد به تماشای برنامه های من بیاید و حالش بهتر شود.

شعار مکس در زندگی چيست؟

مثبت باشید و امید داشته باشید. .<Be positive>

بهترين دوست و همراهتان در زندگی چه كسی هست؟

بهترین دوست و همراه در زندگی خودم هستم و این که می گویم عین حقیقت است، چون در بدترین شرایط خود را دلداری دادم و با خودم صحبت میکنم. سخت به خودم فشار می آورم که حرکت کنم و از جا بلند شوم. سعی میکنم در خوشحالی از هر لحظه استفاده کنم و در آن دقیقه با خودم می گویم<Be in the moment > در لحظه زندگی کن. سعی میکنم در آن لحظ های که زندگی در حال اتفاق افتادن است، باشم.

یک استندآپ کمدین خوب باید چه شخصیتی داشته باشد؟

باید Authentic و Orginal باشد. طرز فکرش، سبک صحبت کردنش و استایل تعریف کردنش باید Orginal و Authentic باشد. یعنی به عبارتی باید خاص خود باشد.

آیا برنامه تور جدید دارید؟

هر سال نزدیک به هفتاد شهر مختلف دنیا شو اجرا می کنم. همه این برنامه ریزی ها در وبسایت خودم انجام می شود. تمام تاریخ ها هم در وبسایت موجود است و دوستان به راحتی می توانند پیگیری کنند.

از نظر شما زیباترین شهر جهان کجاست؟

شهری است که بهترین قلب ها در آن وجود دارد. شهری است که کسانی که دوستشان دارم در آن شهر وجود داشته باشند. جایی که عشق هایم در آن شهر باشند. همه شهرهای مختلف دنیا زیبایی خاص خود را دارند. من واقعاً معتقدم همه شهرهای دنیا زیبا هستند.

بزرگ ترين آرزوی مکس چيست؟ برایمان از آرزوها و روياهایتان بگویيد.

آرزویم این است که وقتی دارم از دنیا می روم، احساس کنم بهترین و بیشترین زحمت خودم را کشیده ام و به بهترین نحو از وقت خودم استفاده کرده ام و توانستم فردی باشم که در این دنیا تاثیری گذاشته است و به درد این دنیا و مردم خورده است. تا بتوانم بگویم <من درست زندگی کردم> .

به کسی که به استندآپ علاقه دارد و می خواهد در این کار وارد شود چه توصیه ای دارید؟

توصیه می کنم تا آنجائی که می توانی برنامه اجرا کن تا قوی تر شوی و خود را پیدا کنی. در هر جایی حتی کوچک، می توانی موقعیتی ایجاد کنی که اجرا کنی و باید مدام این کار را انجام دهی.

آيا چيزی هست كه بخواهید دربار هاش صحبت كنيد ولی در سوالات ما نبوده؟

فکر میکنم دیگر سوالی در دنیا نمانده که نپرسیده باشید (خنده). فقط درمجله پُل بهترین سوالات دنیا وجود دارد. خیلی گُل هستید.

نظرتان درباره مجله پُل چيست؟

این مجله خیلی با کیفیت است و خوشحالم بچه ها این مجله را پیدا کردند و می توانند با خواندن آن آگاهی بیشتری از هنرمندان ایرانی که دوستشان دارند، به دست آورند و اطلاعات خیلی صحیح تری پیدا کنند.